ویروس کرونا ویروس: “من برای اولین بار هویج را 41 ساله کردم”

آلیا آکام نویسنده غذا و طراحی از نیویورک است که اکنون در بوداپست زندگی می کند. وی گفت که در 39 سالگی با اختلال بیش فعالی بیش از حد تشخیص داده شده و می گوید همه گیری او را مجبور به مقابله با یکی از بزرگترین ترس ها و عشق هایش – آشپزی – می کند.

آلیا آکام

حق چاپآلیا آکام

در حالی که دیگران برای کاهش استرس همه گیر خود روی خمیر مایه خم می زدند ، من سپاسگزارم که زمان اجباری در خانه مرا برای اولین بار در 41 سالگی مجبور به قطع یک هویج کرد.

رستوران ها همیشه من را مجذوب خود کرده بودند. وقتی در نیویورک زندگی می کردم ، شب به شب بیرون می رفتم و درباره آنها می نوشتم. منوهاشان را بلعیدم ، به آشپزهایشان گوش می دادم که در مورد مواد تشکیل دهنده هجوم می آورند. بعضی از شب ها با حرص و طمع برنامه ریزی می کردم دو شام پشت سر هم با دوستانم ، تنها یک مارتینی.

آرزو می کردم بتوانم آشپزی کنم ، اما به مدت 20 سال این چیزی بود که به خودم گفتم نمی توانم آن را انجام دهم. پس نکردم

در دبیرستان فکر می کردم مشکلی برایم پیش آمده است. من نمی توانستم در کلاس بدنسازی توپ بزنم ، نمی دانستم با یک جوی استیک بازی ویدیویی چه کنم و این باعث شرم و ناامیدی من شد. فکر می کردم آشپزی به همان اندازه چالش برانگیز است ، بنابراین از آن اجتناب کردم.

اما در ماه مارس ، هنگامی که رستوران های بوداپست تعطیل شدند ، تحویل غذا ، در برابر یک بحران ، راهی غیر مسئولانه برای تغذیه خود به نظر می رسید. بنابراین این بار ، من به دنبال آن رفتم.

من چند سال پیش آموخته بودم که اجتناب از آشپزخانه من در واقع یک استراتژی مقابله ای است.

حق چاپآلیا آکام

در آوریل 2018 ، چند روز قبل از تولد 39 سالگی ، روبروی یک روانپزشک نشستم. او پاسخهای من را به س questionsالات مربوط به کودکی و نتایج ضعیف آزمون مهارتهای حرکتی مرور کرد که من به جای دایره ها روی مثلث کلیک کردم. سپس ، او اعلام کرد که من ADHD دارم.

وقتی این تشخیص را شنیدم گریه کردم زیرا سالها به آن شک داشتم.

ADHD – اختلال بیش فعالی با کمبود توجه – توجه و کنترل خود را تحت تأثیر قرار می دهد. خصوصیات می تواند شامل تکانشگری ، مبارزه با چند وظیفه ، شدت ، حواس پرتی و بی حوصلگی باشد. اما ما همچنین یک مهارت در تمرکز بیش از حد داریم بنابراین می توانم ساعت ها بدون بلند شدن از خواب بنویسم که می تواند بسیار مفید باشد.

این یک جعبه را بسته بندی کرده بود که مرا از لبه خارج کرد. من مشغول مشاوره در مورد یک مجموعه فیلم بودم و رئیسم از من خواست که این کار را انجام دهم ، اما با این درخواست فلج شدم – از کجا شروع کنم؟ چه مقدار بسته بندی حباب دار استفاده شود؟ همکارانم خندیدند و من از خودم عصبانی شدم که چنین کار ساده ای بسیار گیج کننده است. کمتر از یک سال بعد به مرکز ADHD رفتم.

هنگامی که من در دهه 1980 در لانگ آیلند بزرگ شدم ، از ADHD کمی صحبت شد. این اصطلاحی بود که برای آن دسته از پسران مشکل آفرین اختصاص داده می شد که نمی توانستند در طول درس آرام بنشینند. دختران درونگرا که دارای دم اسبی کامل هستند و در سطح پیشرفته ای می خوانند ، غیرقابل توصیف است.

اما اگر کسی به نزدیکتر نگاه می کرد ، آن بی قراری داستانی از راه های دیگر در کمین بود. من یک فرد رویایی بودم و از پنجره خیره شده بودم و به بستنی قهوه فکر می کردم و یا متن پشت صفحه یک قید را خط می زدم. با موهایم بازی کردم. من هر کاری کردم جز گوش دادن کلمات معلمان مانند گزیده ای از رویاها در ذهن من شناور و خارج می شوند – من کتاب درسی را می خواندم و بعداً می رسیدم.

این برزخ بعد از مدرسه نیز ادامه یافت. کارهای عادی که برای اکثر افراد مکانیکی است ، غیرقابل عبور است. برای افراد مبتلا به ADHD کارهایی که نمی خواهند انجام دهند و انجام کارهایی که قرار است انجام شود دشوار است – مالیات یک سال دیر پرداخت شد ، خشک کن من به یک کمد تبدیل شد زیرا من نمی توانستم خودم را قطع کنم لباس من.

و من از آشپزی متحجر شده بودم.

هر وقت سعی کردم یک سیب را خرد کنم ، دیگر به دنبال کمک باند نبودم. چاقوها به من یادآوری کردند که من تا چه حد به شدت ناهماهنگ هستم و مدیریت زمان می تواند یک کشش باشد ، این یک مشکل در آشپزخانه است.

حق چاپگتی ایماژ
زیرنویس تصویرپل زنجیره ای Szechenyi Lanchid بر روی رودخانه دانوب در بوداپست

وقتی قفل در افق بود ، من در تراموا بودم و زنی را دیدم که دو کیسه مواد غذایی داشت. پیچ و خم های تورتیلا گندم به بیرون نگاه می کردند و من فکر کردم که چقدر دوست داشتنی است که او در طی همه گیر شدن به خانه می رود و فجیتا درست می کند. من هم می خواستم همین کار را بکنم.

من با خرد کردن اولین مانع خودم شروع کردم: فروشگاه مواد غذایی. مبتلایان به بیش فعالی به راحتی می توانند تحت فشار قرار بگیرند و وقتی دیگران به زحمت به دنبال آب آناناس می روند ، من فلج می مانم. این برمی گردد به غرق شدن و ترس از شروع کار. در واقع چه چیزی برای خرید نیاز دارم؟ چقدر باید بگیرم؟

من استقامت کردم و با راهروها آشنا شدم و خیلی زود ، مانند خریداران ماسک پوش ، فقط وقتی پاک شد که قفسه ها از پودر بیکینگ پاک شدند ، ناامید شدم.

پخت ، همانطور که اتفاق می افتد ، برای من کاملاً یکپارچه است. ذهن سرگردان ADHD من دقت آن را ترجیح می دهد. قرنطینه چقدر دلم می خواهد هم زدن پودینگ شکلات و مشاهده شکلات های مایع به حالت جامد را دوست دارم.

این آشپزی بود که من را از پا در آورد. متغیرهای بسیاری وجود دارد که من را گیج می کند – دقیقاً چگونه لوبیای سبز را سفید می کند؟

من که یک یادگیرنده بصری بودم ، به فیلم های YouTube متکی شدم و 10 بار پشت سر هم توفو ترد درست می کردم – می خواستم اطمینان حاصل کنم که تکنیک را به درستی به دست آورده ام.

من اسفناج را با دست پاره کردم و فلفل ها را با چاقوی کره ای برش دادم تا جایی که احساس راحتی کردم و به آرامی و عمداً اولین هویج را کالبد شکافی کردم. یکی از دوستان به من پیشنهاد داد که یک دستکش زنجیره ای بخرم تا بتوانم با اطمینان در آینده برش دهم.

در این راه بسیاری از دلسردکننده ها وجود داشت ، مانند کواسادیلا لوبیای سفید خشک شده و هیچ مقدار سالسای چیپوتل قادر به نجات آن نبود و بادام زمینی های سوخته که باعث سر و صدا شدند. اما همچنین یک لازانیا ریحان تازه در طی 24 ساعت بلعیده شد و یک ماریناد زرتی که من در حین پرواز معجزه کردم. من یاد گرفتم که چگونه برنج کرکی درست کنم و به نظر می رسد ، من در لایه بندی طعم های جالب مهارت دارم.

حق چاپآلیا آکام

قبل از اینکه خودم را یک آشپز معمولی بدانم ، تکنیک های زیادی وجود دارد که باید آنها را ناخن بزنم. وقتی یک دستورالعمل می گوید آماده سازی یک ساعت طول می کشد ، من دو مورد را اختصاص می دهم. من به اندازه کافی لیوان و کاسه سرمایه گذاری کرده ام تا بتوانم قبل از شروع پخت و پز مواد را کاملاً بیرون بکشم و از انجام این کار اضطراب کمتری احساس می کنم.

من می دانم که برای بسیاری از مردم آشپزی شاد است زیرا آنها خلاق می شوند اما من به راحتی یک دستور غذا احتیاج دارم. قبل از گذراندن مراحل در ذهن من کمک فوق العاده ای می کند.

تشخیص من ، که اولین بار احساس ناکامی می کرد ، آزاد کننده است. آزادی در دانستن اینکه سیم مغز من جور دیگری سیم شده است وجود دارد. من نحوه کار خود را – با اجرای لیست های رنگی کدگذاری شده – اصلاح کردم و به خودم فرصت کافی برای پایان کار را دادم.

و حالا من آشپزخانه را فتح کرده ام.

هنگامی که بوداپست دوباره شروع به باز شدن می کند ، من از دیدن دوستان در رستوران ها لذت می برم ، اما این جلسات پاتوق با تشریفات آشپزی تازه پیدا شده من تلاقی می یابد. من ممکن است برای ناهار بیرون بروم ، اما یک شله سالاد ماکارونی ایتالیایی در یخچال برای شام وجود دارد. شاید تعادل اینگونه باشد.

اگر تحت تأثیر ADHD قرار گرفته اید

بنیاد ADHD و اقدام ADHD ممکن است بتواند کمک کند.

برای اخبار بیشتر درباره معلولیت ، BBC Ouch را دنبال کنید توییتر و فیس بوک و در پادکست هفتگی BBC Sounds مشترک شوید.

اطلاعات بیشتر در مورد این داستان



2020-09-17 03:42:14

مطالب داغ  برونا تیلور: افسر پلیس در اعتراضات لوئیزویل شلیک کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *